|
|
|
..:::
در زندگی دارم مي آموزم
:::.. |
|
| |
|
در زندگی دارم مي آموزم که يک کودک نوزاد مادر را از داشتن يک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يک شب هشت ساعته محروم می کند.
درزندگی دارم مي آموزم که رمز خوشبخت زيستن در آن نيست که کاری را که دوست داريم انجام دهيم٫ بلکه در اين است که کاری را که انجام می دهيم دوست داشته باشيم
درزندگی دارم مي آموزم که ۱۰ درصد از زندگی چيزهايی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه به آن واکنش نشان می دهد.
درزندگی دارم مي آموزم که تصميمات کوچک را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
درزندگی دارم مي آموزم که دوست داشتن و مورد محبت قرار داشتن بزرگترين لذت جهان است. |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در دوشنبه 1384/08/30
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
صداي خاموش اما پر طنين
:::.. |
|
| |
|
غم گلو مي فشارد خون فواره مي زند بغض مي ترکد باران اشک جاري مي شود و هيچ کس نيست هيچ کسي اشک ها را پاک نمي کند تو هميشه تنهايي هميشه دل را به خدا خوش کن که تنها او داد دل غم خواران را خواهد گرفت تنها او تنها او دل جوش مي زند تکه تکه مي شود و خنده ي نعره آسايت چون پتک بر سرم کوفته مي شود چنان سنگين که قلبم پاره پاره تر مي شود پاره تر از هميشه و اين صدا طنين مي افکند: که تنها خدا ياور ماست تنها او! |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در یکشنبه 1384/08/29
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
سنگ صبور
:::.. |
|
| |
|
شب شده سنگ صبور
خونه غم شده باز اين دل من
پر ماتم شده باز اين دل من
من و تو با دلمون تک و تنها و غريب
توی اين شهر غريب
خودمونيم و خدا
خودمونو دلمون
تو ميخوای اين دل من خون بشه ديوونه بشه؟
تو ميخوای غصه من قصه هر خونه بشه ؟؟؟
اگه از درد دلم با تو شکايت بکنم
قصه مردم نامردو بگم
دل تو ميشکنه چون جام بلور
نميخوام سنگ صبور |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در شنبه 1384/08/28
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
تعطيل
:::.. |
|
| |
|
باز اومد يه روز تعطيل با خودش غربت آورد باز اومد يک روز غمگين با خودش غروب آورد باز اومد ثانيه هاو لحظه هاي بي ثمر باز اومد دقيقه ها و ساعتاي بي گذر باز اومد غروب دلگير روزاي عمرمون باز اومد موسم گرفتن قلبمون باز اومد سحر و با خودش اشک آورد باز اومد طلوع و با خودش صبح آورد
|
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در جمعه 1384/08/27
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
عاشقم
:::.. |
|
| |
|
عاشقم ، عشق يار ميخواهم عشق را بي قرار ميخواهم تا برهنه شـــوم ز تاريـكي عشق خورشيدوار ميخواهم
|
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در جمعه 1384/08/27
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
ميگي عاشقي
:::.. |
|
| |
|
ميگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چترتو باز ميکنی ميگی عاشق برفی ولی از يه گوله برف می ترسی ميگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی ميگی عاشق گلهايی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت ميگی دوستت دارم؟؟؟ |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در پنجشنبه 1384/08/26
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
:::.. |
|
| |
|
اره بازم یکی بود یکی نبود...اونی که بود تو بودی...اونی که نبود من بودم .
یکی داشت یکی نداشت...اونی داشت تو بودی...اونی که تو رو نداشت من بودم .
یکی خواست یکی نخواست...اونی که خواست تو بودی... اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم .
یکی اورد یکی نیاورد ...اونی که اورد تو بودی .
اونی که جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من بودم .
یکی برد یکی نبرد ... اونی که برد تو بودی...اونی که دل به تو باخت و نبرد من بودم .
یکی گفت یکی نگفت...اونی که گفت تو بودی .
اوني که دوستت دارم را به هیچکس جز تو نگفت من بودم .
یکی ماند یکی نماند ...اونی که ماند تو بودی...اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من بودم .
یکی رفت یکی نرفت... اونی که رفت تو بودی... اونی که به خاطر تو توی قلب هیچکس نرفت من بودم .
|
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در چهارشنبه 1384/08/25
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
امشب
:::.. |
|
| |
|
امشب بازم از اون شباس كه غصه مهمون منه يه دنيا درد بي كسي ؛ تو دل مجنون منه امشب بازم از اون شباس كه محو مريما مي شم محو محبت تو و ؛ كينه آدما مي شم امشب بازم از اون شباس كه دوس دارم پر بزنم به كوچه باغ خاطره ؛ يه بار ديگه سر بزنم امشب بازم از اون شباس با گريه همصدا مي شم با درد اين دل غريب ؛ همدم و همنوا ميشم امشب بازم از اون شباس كه ياد تو جون ميگيره توي رگام بارون دلتنگي و غم جاري مي شه رو گونه |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در سه شنبه 1384/08/24
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
:::.. |
|
| |
|
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه . يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه . يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه . يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه . يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه . يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه . يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره . يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه . يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه . يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه . حالا اگر هيچ كدام از اينها نباشه جی ميشه؟ |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در سه شنبه 1384/08/24
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
ارسال SMS رايگان به تمام نقاط دنيا
:::.. |
|
| |
|
سلام دوستان
امروز براتون يه خبر خوب اوردم.
هر کي ميخواد به صورت رايگان به موبايل هر شخص در تمام نقاط دنيا ميخواد SMS بفرسته به وبلاگ دوستم مراجعه کنه .
اونجا همه چيزو شفاف و واضح توضيح داده .
نظر يادت نره |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در یکشنبه 1384/08/22
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
عشق
:::.. |
|
| |
|
عشق یعنی تنها باشی و یک تکیه گاه
او که چشمش آسمان باشد و چشمانت زمین
آسمانی بودنت باشد همین
چون کویری تشنه باشی بی قرار
که گویی هردم آسمان بر من ببار
عشق یعنی حسرت پنهان دل
زندگی در گوشه ویرانه دل
عشق یعنی اینکه همچون سرنهی بر پای یک دل داده ای
اینکه موج گردی بی امان بهر دریای غم و اندوه و آه
عشق یعنی سایه ای در یک خیال
آرزویی سرکش و گاهی محال
عشق یعنی کوچه ای دور و دراز
با هزاران سختی و شیب و فراز
عشق یعنی عطر گل های بهشت
عشق یعنی زندگی و سر نوشت |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در یکشنبه 1384/08/22
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
فراموشم مكن
:::.. |
|
| |
|
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن
زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن
مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سياه پوشم مكن
چون صبا در جستجو خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در شنبه 1384/08/21
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
جوک
:::.. |
|
| |
|
به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد . |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در پنجشنبه 1384/08/19
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
جوک
:::.. |
|
| |
|
به ترکه ميگن با بالش جمله بساز ميگه يه روز رفتم جنگل يه پرنده ديدم با تير زدم تو بالش . ميگن اين بالش نه اون بالش . ميگه يه روز رفتم جنگل يه پرنده ديدم با تير زدم تو اون بالش . ميگن اصلاْ ولش کن با توشک جمله بساز . ميگه يه روز رفتم جنگل يه پرنده ديدم توشک موندم بزنم تو اين بالش يا اون بالش .
|
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در پنجشنبه 1384/08/19
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
شبهای عشق
:::.. |
|
| |
|
در سکوت غربت شبهای عشق می نشينم من بر دنيای عشق
می کنم هر لحظه رويت را نگاه
تا که از خاطر نری با يک نگاه
ای امير روزهای شيرين من
ای طلوع صبح فرداهای من
باز با من بيا در شهر عشق
تا که با تو سر کنم رويای عشق
من که با تو گشته ام افسانه ای
ترک عشقت را نگو ديوانه ای؟! |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در پنجشنبه 1384/08/19
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
:::.. |
|
| |
|
سرگرمی تو شده بازی با اين دل غمگين و خستم
يادت نمیياد اون همه قول و قرارايی که با تو بستم
با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوری پای
اين همه قول قرار من نشستم
نشکن دلمو به خدا آهم ميگره دامنتو عاقبت يه روز
نگو بی خبری نگو نميدونی دلم پر از يه نفرين سينه سوز
نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نيستی گريه شده کار اين
دل عاشق شب و روز
ديوانه نکن دلمو به خدا آهم ميگيره دامنتو يه روز
|
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در پنجشنبه 1384/08/19
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
عشق عمومي
:::.. |
|
| |
|
قصه نيستم که بگويی نغمه نيستم که بخوانی صدا نيستم که بشنوی يا چيزی چنان که ببينی يا چيزی چنان که بدانی
من درد مشترکم مرا فرياد کن. |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در دوشنبه 1384/08/16
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
همسوز
:::.. |
|
| |
|
به دنبال همسوزی میگشتم
در تکه یخی هاله ای از یک شمع زیبا دیدم
نزدیک رفتم سلام کردم صدائی شنیدم که یواش گفت:سلام
بی مقدمه گفتم دنبال یه هم سوز میگردم
گفت من دوست دارم که همسوز تو باشم ولی
حرفشو قطع کردم و گفتم ولی چی؟
گفت که این یخ منو پوشونده
گفتم که تا هر وقت که تو بخوای صبر میکنم
یخ داشت آب میشد خوشحال شدم
داشتم با صدای بلند میخندیدم که یه دفعه به خودم آمدم
دیگه از من چیزی باقی نمونده بود
بهش گفتم از من گذشت
ولی سعی کن که دنبال همسوزی بگرد که با تو بسوزه |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در دوشنبه 1384/08/16
توسط حسین
::. |
|
|
|
|
|
|
..:::
ياران
:::.. |
|
| |
|
ياران به خدا که بي وفايي نکنيد با عاشق دل سوخته جدايي نکنيد يا وفا کنيد تا آخر عمر يا که از اول آشنايي نکنيد
خداوندا آنهايي را که دوست مي داري بياموز عشق برتر از زندگي کردن است
آنهايي را که دوست تر ميداري بچشان دوست داشتن بالا تر از زندگي کردن است |
|
|
|
|
|
|
.:: نوشته شده
در دوشنبه 1384/08/16
توسط حسین
::. |
|
|
|